الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
89
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
حقوق خود را اداء مىكند ولى از اين ترس دارد كه از او قبول نشود » . « 1 » در روايت آمده كه هفت دستهاند كه خداوند سايه لطف خود را بر سر آنها مىافكند ، در روزى كه به جز سايه رحمت الهى ، سايهاى نيست ؛ يك دسته از آنها كسانى هستند كه در خلوت ذكر خدا گفته و اشك خوف مىريزند . « 2 » منشأ خوف خوف از خدا ممكن است منشأ فراوانى داشته باشد ، ولى سرچشمههاى عمده آن سه چيز است : 1 - معرفت اللّه ، انسان وقتى كنار كوه بلندى و يا درياى وسيع و خروشانى قرار مىگيرد ، خوفى در دل او ايجاد مىشود وحشتى به او دست مىدهد ، نه به خاطر اينكه ضررى متوجه او مىشود ، بلكه اين درك عظمت است ، موجود كوچك وقتى عظمت موجود بزرگى را درك كند خائف مىشود ، مثلا وقتى ساختمان عظيمى را مىبينيم و آسمانخراشى را ملاحظه مىكنيم ، خائف مىشويم . اين براى چيست ؟ چرا وقتى در برابر بزرگى قرار مىگيريم با اينكه فرد خوبى است ولى خود را باخته و خوفى در خود احساس مىكنيم ، چرا ابهّت او ما را مىگيرد ؟ اين چيزى به جز درك عظمت نيست . حال اگر انسان درك بلنداى عظمت الهى و درياى خروشان ازلى و ابدى سرمدى او را كرد ، و در علم و قدرت و شوكت و جلالت و عزت او غرق شد ، چيزى جز او نمىبيند ، و در نتيجه خائف مىشود ، چنان مىشود كه وقتى نام خدا مىشنود و يا ذكرى از او مىشود قلبش به هراس مىافتد إِذَا ذُكِرَ اللهُ و
--> ( 1 ) . شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 10 ، صفحه 146 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 10 ، صفحه 147 . .